خرید بک لینک

بچگی ها که بر لب جوی میایستادم

شوق پرش به آنسو

تنم را پر میکرد...

از پا هایم شروع میشد...

بالا میآمد...

و بالاتر...

تا میرسید به سینه ام

(شوقی درونی میشد...)

آنگاه فتح صدر میکرد

و گلویم را

(دیگر مشورت بیفایده مینمود...)

و سپس بینیام را

(عطر سبزستان های آنسوی جوی...)

و سپس گوش هایم را...

(بستن حرف دیگران...)

اما!

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:32

از گوشه و کنار میشنوم که انگار خبر ندارند که اینجا تعطیل نشده!

بلکه کمی جمع و جور تر شده!

و محفلی خصوصی تر...

اگر از اندک دوست داران این پندار نویسه ها بودی

بیا... اما خودت را و انگیزه ات را معرفی کن...

چون متن هام سمی اند!

باید آماده مردن باشی!

http://eitaa.com/pen_daar


پ.ن: سعیم بر اینست که خواب آسوده اینجا را بر هم نزنم!

برچسب: نویسنده: سام شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:32

رغبت ، علت نوشتن... گرداندن... حرکت...

رغبتی برای نوشتن اینجا انگار ندارم!

رغبتی در همین حد حتی...

نمیدانم!

فعلا که هیچ!

برچسب: نویسنده: سام شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:32

صفحه بندی